Thursday, January 19, 2006

زندگی چون ایجاب یا چون سلب


زندگی امری ایجابی است. امر ایجابی امری مثبت و سازنده است. شکل دادن و ساختن مبتنی بر جنبش است و جنبش مرکب از نیرو و توان است. نیروی زندگی در ایجاب چون قانون مندی و قاعده مندی نمایان می شود. قانون مندی موید تکرار و تداوم است. زندگی چونان ایجاب کار مستمر و دائمی است که از مجرای نیرو، شکل می دهد. شکل دادن یعنی معنانهادن و وضع قوانین. شکل دادن چون ساختن از طریق نامیدن و نامگزاری انجام می گیرد. نامگزاری مبنای تفکیک و تمایز است. زندگی چون ایجاب بدون کارکرد نامگزاری و تفکیک در مخیله ما نمی گنجد. کارکرد نامگزاری درعین حال عملکرد تفکیک است. درواقع این نامگزاری است که تفکیک را ایجاد می کند. زندگی چون ایجاب ساختن است و مبنای هر ساختنی نظم یا تکرار است. بنای نظام بر نامگزاری است و بی نظمی اختلال در این نامگزاری است. نیروی زندگی چون ایجاب در درون انسان باواسطه است. بی واسطگی امر طبیعی است. انسان امر باواسطه است. انسان چون امرباواسطه در بستر زندگی مبتلا به زور ایجاب است. رابطه زندگی و انسان در معنا مفهوم می شود و معنا مبتنی بر نظام دوقطبی است که با نامیدن، تفاوت و تمایز را ایجاد می کند. زندگی چون ایجاب بر بستر نیرو یا توان و قدرت صورت می گیرد. ایجابی بودن زندگی دوقطبی بودن کارکرد نامگزاری/تفکیک را تعمیم می بخشد. تعمیم این کارکرد که هدفی جز صراحت و شفافیت ندارد، ابهام و چندمعنایی ایجاد می کند. ایجاب زندگی نفی ابهام است. زندگی در دقیقه عمل انکار ابهام و ایهام است. گرایش زندگی چون ایجاب به شفافیت و صراحت، صیقل دادن ابهامات و ابهام زدایی از آنان است. سرگشتگی در زندگی نافی ذات زندگی چون ایجاب است. اما چون ذات زندگی چون ایجاب یک برساخته و امری ذهنی است، تکیه بر این ذات چون «تو گویی» می نماید، که تنها یک چشم انداز و یک اگر است. تلاش برای صراحت و شفافیت به ابهام بیشتر می انجامد. برخلاف تفکر دکارتی که تلاش کن نخست موضوع شناخت را به قطعات کوچک تر و ساده تر بدل کنی، تا به شناخت دقیق تر برسی، هر گونه تلاشی از این دست، ابهام را می آفریند. پایان تاریخ پایان ابهام و چندمعنایی است. پایان تاریخ، پایان زندگی بشر نیست، بلکه حکمروایی زندگی چون ایجاب است؛ حکمروایی امر روشن و شفاف است، یعنی پایان ابهام. به همین جهت، پایان تاریخ توهم است زیرا پایان ابهام توهم است. هر تلاشی برای دقیق تر کردن شناخت به ابهامات تازه تر دامن می زند. پرونده شناخت باز است. اما زندگی چون ایجاب دست از تلاش برای ریشه کن ساختن ابهام و ایهام برنمی دارد. و همین راز جاودانگی ابهام و ایهام است. به همین خاطر، پروژه دکارتی شناخت تنها یک گزارش است از پرونده ای، که نه باز است نه بسته است. پایان پایان آغاز است. اما آغاز نه صراحت است نه شفافیت. بلکه ابهام است و درنهایت تخیل. تخیلی که با این خطر روبرو است به توهم بدل گردد. توهم زندگی چون امر ایجابی! اما این توهم واقعی است. هر روز تکرار می شود. هر روز لمس و تجربه می شود. رابطه زندگی و تجربه، تکرار است. آن چه تکرار می شود تجربه می شود. اما تجربه لمس ناشناخته است. و ناشناخته ابهام است و پرسش. تجربه چون ابهام با تجربه چون ایجاب در توفیر نیست. لمس زندگی چون تجربه امر ایجابی، بطلان تجربه است. خلط تجربه با تکرار پرده از رازی برمی دارد که در ناهمخوانی ذهن و تجربه ریشه دارد. اما این پرده برداری امر منفی است. آنتی نومی شناخت تجربی از زندگی چون ایجاب راه بر هر ذهنیتی می بندد که برآن است زندگی را چون نایش و چون نفی لمس کند و واقعیت بخشد. اما زیستن چون نفی و نایش به چه شکلی است. چگونه می توان زندگی را نزیست؟

سوسیالیسم و کلیسا
شکنجه
نمادهای فرهنگ مردسالار در آثار هدایت
مروری بر طرح خاورمیانه بزرگ
انتخابات نهم و تجربه پس از خاتمی

3 Comments:

At 6:22 AM, Anonymous Anonymous said...

salam Amirjan : man az weblog daryush bahat ashna shodam va hamishe peygir matalebet hastam va motaleashun mikonam.neveshtehaye jalebi darin. vali rastesh bazi vaghta fahm matalebetun vasam doshvare. meselen hamin maghleye akhiretun.aya fekr mikonid baraye dark in metlab niyazmende pishmotale hastam.lotfan rahnomayi befermayid.

 
At 8:21 AM, Anonymous dariush said...

اوف اميري. اي حال کردم با اين نوشته. لذت بخش بود و هر کلام و جمله باري معنايي دقيق در خود داشت و در يک پيوند زنجيره واربا بقيه نوشته. هر جمله را ورداري، به کل ضربه ميزني. احساس مي کنم نگاهت و نوع نگارشت هر روز پخته تر ميشود. به اميد ديدار.

 
At 3:09 PM, Blogger توکای باغ آینه said...

duste nashenas:
az shoma mamnun hastam ke neweshtare mara mikhanid. rastesh nemidanam che bayad beguyam. neweshtarha mamulan az mabany sakhte shodan, ke braye khanande roshan nistand. ama, che bayad kard. sabke weblogi gune digari az negarsh ra mitalabad. be har hal, sadehnewisi chis khubi ast, ama braye man sakht ast. dalilash ra bayad az doktor daryush porsid. behar hal, khoshal misham agar nazaratan ra begid.

 

Post a Comment

<< Home

  • اتحاد جمهوری خواهان
  • اتحاد جمهوری خواهان