Thursday, December 29, 2005

درنگي بر امر بي درنگ



فرامدرنیت گسست قطعی از مدرنیت است. مدرنیت درنهایت یک جامعه پساسنتی است. اما فرامدرنیت خط بطلان است بر روی سنت. تحقق فرامدرنیت اجرای محض امر عرفی است. امر عرفی حاکمیت بلامنازع اکنون است و پیشی گرفتن و سایه انداختن بر هر آن چه دال بر فراتررفتن از واقعیت است. نشستن در واقعیت تن دادن کامل به زمین است و زمان، که به درازای یک لحظه است. سلطه عقلانیت ابزاری چشم انداز حکمروایی حسابگري بر پهنه جامعه و فرد است. دقیق شدن در دقایق تفکر مانند لحظات زندگی اعتراف به حکمیت امر روزمره بر امر والا یا فراتررونده است. آماری شدن زندگی و ارقامی شدن تفکر در قالب تدبیر منزل و دلنگران خویش بودن برجسته شدن دغدغه معاش است و به حاشیه رفتن آن چه امر دغدغه معاش نیست. پول چون واحد معامله تقسیم کردن امکان است در نیروی خرید، و معیار دسترسی به زمان آزاد است که در سلطه روزمرگی در اوقات فراغت دگردیسیده می شود. دگردیسي وقت آزاد در اوقات فراغت کشتن فرهنگ است و فراروئیدن در سطح فرهنگ عمومی و افول کردن در پشت هیچستان. تبدیل دقیقه به واحدارزی کار مدام است و دگرگوني دقیقه به وقت آزاد رهایی از زمان است، که فقط به برخورداران اختصاص دارد. برخورداری از وقت منبع بهره مندی از آزادی است. پیکار بر سر وقت آزاد مهم تر و حیاتی تر از پیکار بر سر آزادی است، زیرا که آزادی خود درنهایت خوشه چینی از وقت است. وقت دگردیسی زمان در عقربه اجتماعی است و تقسیم زمان ناب و زمان واقعی پرده از زمان تفاوت بر می دارد، که سرچشمه مکث در چرخه زندگی است. تبدیل جمع به فرد، تبدیل آداب و سنن به اخلاق و تفکیک امر اخلاقی از امر حقوقی مبنای مدرنیت است. رابطه اخلاق و حقوق در مدرنیت کشاکش فرد و شخص است. رابطه اخلاق و حقوق رابطه ارزش است و قانون. هر قانونی متکی بر ارزش است اما ارزش نیست. حقوق تبدیل امر فردی به امر شخصی است. حقوق تعمیم دادن است و فراگیرساختن است. امر حقوقی به منزله حذف کردن امر فردی است و تبدیل فرد به امر غیرفردی است که در هر انسانی مصداق دارد. حق چونان قانون قاعده فراگیر است، حال آن که اخلاق چون امر فردی نه فراگیر است و نه فراگیرپذیر. کش و واکش میان امر حقوقی و امر اخلاقی کش و واکش میان بهنجاري و نابهنجاري است. اما تقابل نهادن میان امر حقوقی و امر اخلاقی حمل بر رویارویي همه جانبه میان امر حقوقی و امر اخلاقی نیست. امر حقوقی چون قانون سروسامان دادن به مبانی رفتار و حقوق جمعی و کیفر نقض آن است. امر اخلاقی امری است میانکنشی، که معمولا در چارچوب امر حقوقی مستقل عمل می کند. سنت امر اخلاقی محض است و مطلق. ازهمین روی هولناک. مدرنیت امر حقوقی محض است و مطلق. ازهمین روی حکمروایی امر عرفی است در قالب روزمرگی، که آغاز و انجام انسان می نماید. حکمروایي روزمرگي خدایگاني امر عرفی است که در مدرنیت به سلطه عقل امرار معاش راه می برد. حکمروایی روزمرگی رشد نظام حقوقی است و پوشش دادن بر تمام جامعه است. تبدیل امر حقوقی به امر فراگیر نشان از نزاع و فروکاهی به طرف درگیر دارد. رابطه امر حقوقی و امر اخلاقی رابطه معکوس است. گسترش امر حقوقی به همان اندازه تهدیدی است برای امر اخلاقی، که عدم امر حقوقی تهدید است. تبدیل امر حقوقی به پرچم مدرنیت پائین کشیدن یا نیمه افراشتن پرچم امر اخلاقی است. رابطه امر حقوقی و امر اخلاقی نه رابطه علت و معلولی است نه رابطه لازم و ملزومی و نه رابطه تمکیلي. چندسویگي سرشت این رابطه است. رابطه فرد اخلاقي با شخص حقوقي ناهموار و ناهمگون است. دروغ اخلاقي کیفری اخلاقي دارد. اما شهادت دروغ جرم است و مجازات دارد. در یک نزاع حقوقی دو شخص چونان طرفین درگیر بر سر یک ابژه در برابر هم قرار می گیرند. در نزاع اخلاقی دو فرد چونان دو ارزش رویاروی هم می ایستند. برخورداري از برابري حقوقی بنیاد امر حقوقی به منزله همساني است. اما بنیاد امر اخلاقی برخورداری از ناهمساني یا همساني بر بنیاد تفاوت است. اخلاق بهای مدرنیت است. گذار از تکلیف یا اخلاق فضیلت یا تقوا به حق یا اتیک، فرارویی از اخلاق سنتی به اخلاق مدرن است. این فرارویی بر اساس گذار از تکه تکه شدن نظم مکانیکی به نظم ارگانیک است که با فرارویی از ابژه اخلاقی به سوژه اخلاقی است. در سنت سوژه اخلاقی انسان چونان تکلیف است. درواقع سوژه اخلاقی امری ماوراطبیعی یا ماورافردی است و انسان ابژه یا مفعول اخلاق است. در مدرنیت من برساخته می شود و جابه جایی از تکلیف به حق شکل می گیرد. اما این تفکیک به گونه دیگری در مدرنیت باقی می ماند. رابطه فرد و جامعه رابطه انشقاق و شکاف است. اینهمانی فرد و جامعه امری سرشتی یا نوعدوستی نیست. انشقاق امر اخلاقی و امر حقوقی به منزله فروکاهي جامعه به فرصت یا امکان بهره بردن از مزایای زیستن است و تقلیل دیگری به یک مجال است برای استفاده خویشتن. تقلیل دیگری به وسیله آماج خود مشروع می نماید زیرا امری همگانی است که در امر حقوقی ثبت است و مشروع تلقی می شود. واقعیت امری نهایی تلقی می شود و واقعیت معیار صحت یا کذب همه چیز است. واقعیت بستری است که براساس امر حقوقی برساخته است. برجستگی واقعیت پارادوکس مدرنیت است. مدرنیت که اختراع من و برساختگی است اینکه به واقعیت چون باور غایی و ملاک نهایی خوب و بد می نگرد. ایمان مدرن باور به واقعیت است. باور به واقعیت سلطه امر عرفی یا سکولار است که در لحظه به اوج خود می رسد. برساخته واقعیت تخیل مدرنیت است که با تخیل سنت برابری می کند. اگر سنت مدعی تحقق امر الاهی است و عروج خود را در حاکمیت الاهی می بیند، مدرنیت مدعی است واقعیت حرف اول و آخر را می زند. دوری از واقعیت یا نزدیکی به واقعیت انسان ها را طبقه بندی می کند. مدرنیت گرایش تام به واقعیت است یعنی امر عرفی. فرامدرنیت چون پایان سنت نوعی فراموشي است. فراموشي آغاز است. این آغاز هم یکبارگي است هم دوبارگي. سایه افکندن حافظه نزدیک بر حافظه دور، صفت مشخصه مدرنیت است. همین تحول در کارکرد حافظه است که امکان ساختن و برساختن و تفسیر را ممکن می سازد. مدرنیت پند نیچه را پیگیرانه تنواره نساخت، که حافظه قوي آزمون پرور نیست. فرامدرنیت این آموزه نیچه را پیگیری می کند. حافظه در پرتو فراموشی قرار می گیرد. فراموشی آرمان در مدرنیت به تبدیل شدن واقعیت چون آرمان می انجامد. واقعیت چون آرمان پذیرش قطعی زندگی خویش چون فرصتی محدود است برای رسیدن به نقطه نهایی. برتابیدن از واقعیت دشمنی با زمان و قهر با زمان است. زورآزمایی با زمان شکستن استخوان است. درافتادن با زمان از دست دادن واقعیت و در معنای باختن است. بردن و باختن، دو قطب مدرنیت است. نه برد و نه باخت، فاصله میان این دو منتهی الیه را پر می کند. زندگی در سنت گذار است و وصل است و بازگشت است. زندگی در مدرنیت برد و باخت است و وضعیت نه برنده نه بازنده امر میانگین است. زندگی در فرامدرنیت فراگمنتال است. «دورریز» زندگی در سنت زیاد است و بهای آن سنگین است. «دورریز» در جامعه سنتی به گونه جان ستاندن است. «دورریز» در جامعه مدرن متمدنانه و به حاشیه راندن است. «دورریز» در فرامدرنیت به دور ریختن سنت و فراسنت است. کابوسِ آرمان سنت، آرمان واقعیتِ مدرنیت را آفرید. و فرامدرنیت؟ نه کابوس است نه آرمان واقعیت است! پس چیست مگر انگاشت من چونان جزیره! تحقق کامل امر عرفی به منزله فرجام مدرنیت است. فرجام مدرنیت، فرجام سنت هم هست. فرامدرنیت، فراسنت است. چرخه جاودانه فراموشی و حافظه! آخرین نوشته سالی، که در حال آمدن است!
فرارسیدن سال نو مسیحی یا میلادی را به همه دوستان تبریک می گویم و سال خوبی را برای تان آرزو می کنم.

تحمل، مدارا، تسامح؟
جامعه شناسي اوقات فراغت در ایران
حکومت عقل
ریشه های فلسفی آنارشیسم
سوگنامه ای برای عقلانیت ابزاری

4 Comments:

At 4:18 PM, Anonymous dariush said...

سلام امير ي و من هم سال نو را به تو تبريک ميگم و زيباترينها را برايت ارزو ميکنم. نوشته اموزنده و جالبيست و ادامه خوبي براي نوشتار مدرنيت قبلي. بباور من تو يکي از محدود ايرانياني هستي و جزيي از نسل نويي هستي که سرانجام به شناخت سيستمهاي سنت، مدرنيت و پسامدرنيت نائل امده اند و با اين شناخت سيستماتيک نه تنها خويش را از برزخ مونتاژگري رهانيدند بلکه ديگربار امکان خلاقيت و سيستم سازي را براي خويش بازخريدند و بدست مي اورند. باري عزيز دل، ديدن اين توان تو هم در تفکر و هم در بيان مطلب و نوشتار لذتي است که من انرا هم به عنوان برادر مي چشم و هم بسان ياري در راهي مشترک با ميانراههاي متفاوت براي دستيابي به جهاني زميني و چندگانه و انسان متفاوت و زيباي زميني. باشد که سال نو ، دوران رشد و گسترش اين نگاه سيستماتيک و زميني و چند جانبه باشد. و تو ومن و ديگر دوستان همراه هم از نخستزادگان اين جهان نوي ايراني و ايجاد کنندگان ان.

 
At 9:49 PM, Anonymous بهرام said...

امیر عزیز، امیدوارم سال نو، سال اندیشه های نو، زندگی نو،و سرشار از زیبایی برایت باشد.

 
At 1:17 PM, Anonymous صفرزن کبير said...

قابل توجّه اُمت هميشه در زير صحنه حزب الله به ويژه خلاشوران و خايه مالان ذوب شده در قباهت

به اطلاع شما چماق بدستان عرب صفت ميرسانيم که دارندگان اين خــلا به طرز فجيعی در زير عمل " الله پسندانه " لــواط که در حوزه علميه قم به وقوع پيوسته ، هک گرديده اند و برای بقاء عمر احتياج به کمی خودگذشتگی ازطرف شما عزيزان دارند. به همين جهت از شما عزيزان خواهشمنديم با بواصيل چرب شده هر چه زوتر به کمک اين عزيزان بشتابيد

صفرزن کبير

 
At 8:02 AM, Blogger magna_carta said...

می تونی تصور کنی چطور ممکنه مفاهیمی مثل عصر تاریکی رنسانس و دوران روشنگری مفاهیمی استعماری و نژادپرستانه باشند؟
http://batofut.blogspot.com/2006/01/blog-post.html

 

Post a Comment

<< Home

  • اتحاد جمهوری خواهان
  • اتحاد جمهوری خواهان