Friday, December 23, 2005

وبلاگستان و هولوکاست



در حین وبگردی سئوالی در ذهنم نقش بست، که مولود تقابل انتظار و واقعیت بود. در جست و جوی این بودم که ببینم وبلاگستان در این معرکه سامی ستیزی و یهودی ستیزی دولت احمدی نژاد چه گفته است و یا می توان چه مواضعی را مشاهده کرد. جست و جوی این واکنش بیهوده بی دلیل نبود زیرا وبلاگستان درمجموع شامه سیاسی اجتماعی قوی داشته است و دارد. و کمتر موضوعی است که وبلاگستان به آن نگاه یا نیم نگاهی نینداخته باشد.
به همین جهت خوش بینی حکمروای من بود و ادعا داشت که این وبلاگ گردی خیلی زود نتیجه خواهد داد و نقطه نظریات و دیدگاه های متنوعی در انتظار جوینده باشد. کم کم این خوش بینی رنگ باخت و سفر به دراز کشید. این پرسش در ذهن نشست که راستی دلیل این چیست که موضوع انکار «هولوکاست»، که یک واقعیت دردناک تاریخی و بشری است، چندان انگیزه ای برای موضعگیری و کنکاش در موضوع را در ذهن وبلاگستان برنینگیخته است. آن چند وبلاگی نیز که به موضوع پرداخته بودند یا دست به دامن طبیعت شرور آدمی گشته بودند تا نشان دهند که گویا قتل عام و کشتار نژادی و قومی و مذهبی امری نیست که محدود به یک جامعه و فرهنگ و ملت باشد، بلکه امری است که در هر جامعه و در هر فرهنگ و به هر زمانی به چشم می خورد. به بیانی، تقلیل پدیده مشخص «هولوکاست» به یک نامتغیر طبیعت انسانی چونان شر و تعمیم آن به امری جهانی، که خاص یک قوم یا دین نیست. یا با بیان این که کنه نظر احمدی نژاد در باب این که چون اروپایی ها خود مشکل اسرائیل را درست کرده اند بنابراین منطقی هم هست که بهای آن را خود اروپائی ها بپردازند و نه منطقه خاورمیانه و ملت فلسطین. این نظر هم بازگو شده بود که بله! «هولوکاوست» وجود داشته است، اما در آمار و ارقام آن اغراق شده است! و دولت اسرائیل دارد از امر بی بدیل «هولوکاست» استفاده ابزاری می کند. یا این که یک بحث منطقی و نظری ارائه شده است که چرا قوم یهود یا دولت اسرائیل و یا حتا جهان این همه «هولولوکاست» را مهم و بی بدیل می داند؟ مگر قوم های دیگر قتل عام نشده اند! و باید میان واقعیت و افسانه مرز کشید و سره را از ناسره جدا کرد.
آن چه در نظر اول برای من جالب است زبان دیپلماتیکی است که در باره نوشتن این مطالب بکار برده شده است. گویی تمام حیثیت و منزلت سبک نگارش وبلاگی که صفت ممیزه آن سبکبالی در نوشتن است یک باره جمع شده است و دیگر متن بیانگر صراحت اندیشه نیست، که برآن است با منضبط ساختن کلام چیزی بگوید که هم این تلقی شود هم آن . گویی این تابوشکنی و طرح علنی مساله افسانه یا انکار کشتار یهودیان در جنگ جهانی دوم افکار عمومی جامعه و از جمله وبلاگستان را دستکم با این مساله روبرو ساخته است درباره «هولوکاست» تامل کند، تامل کند آیا سامی ستیزی و یهودی ستیزی در میان اقشار جامعه ما رواج دارد و آیا در زیر پوست جامعه ما چیزی چونان یهودی ستیزی پنهان وجود دارد یا نه. اگرچه احمدی نژاد از بیان این جهالت اهداف روشن خود را می جوید، اما سکوت یا عدم توجه و یا عدم بازتاب افسانه نامیدن «هولوکاست» مبین آن است که وبلاگستان که مولود روشنگری و حقوق بشر است در این مساله مهم ناتوانی و بی علاقگی خود را به اثبات رسانده است. عدم بازتاب این موضوع مهم به آن جا راه می برد که پرسش های تلخی از خود کرد. براستی مساله انکار «هولوکاست» که چنین بازتاب گسترده و وسیعی در رسانه های جهان داشت، چرا در وبلاگ ها انعکاسی نداشت؟ این درحالی است که کمتر مساله ای وجود دارد که در زیر ذره بین نقد وبلاگستان قرار نگیرد.
آیا نمی توان دلیل این سکوت درباره انکار «هولوکاست» را نشانه عدم روشنگری و تامل و حتا عدم موضعگیری در این باره دانست؟ یا این که می توان یک قدم پیشتر رفت و ادعا کرد که وبلاگستان خود به درد یهودی ستیزی و سامی ستیزی مبتلا است یا دست کم به آن بی توجه و بی علاقه است؟
شاید هم وبلاگستان خواسته است با مسکوت گذاردن این بحث پوشش خبری-تحلیلی به آن ندهد و باعث نشود که این خبر در همه جا بپیچد! یا که اصلا نیازی ندیده است به این مساله بدیهی و روشن جواب دهد! اما آیا روشنگری درست آشنازدایی از همین مسائل آشنا نیست؟ فکر کنم مشکل عمیق تر از این حرف ها باشد.
سنت فرهنگ سیاسی ما در این بوده است که حمایت از مردم فلسطین مرکزثقل توجه کنشگران سیاسی بیرون از قدرت در دوران قبل از انقلاب بود و این شامل نیروهای
چپ و مذهبی می شد. پس از انقلاب هم که دکترین نظام «راه قدس از کربلا می گذرد» اعلام شد که ورزیون نرم آن پذیرش مشروعیت اسرائیل از طریق همه پرسی در بین مردم فلسطین تعریف شده است.
اما در بخش فرهنگی و روشنفکری نیز کمابیش همین تصویر وجود دارد. جالبی جریان این است که جهان وبلاگستان که چندسالی بیشتر از آن نمی گذرد بیشتر تمایل دارد خود را چون امری شخصی و فردی بنامد و تعریف کند. همین تمایل است که آدم را وامی دارد در همگانی شدن یک میل فردی یا شخصی تامل و غور کند: آیا سکوت درباره این موضوع ناشی از تمایل ضمنی یا رضایت نهانی از همان سنت سیاسی حاکم طرفداری از مردم فلسطین و مخالفت با دولت اسرائیل نیست که چون با یهودیی ستیزی و سامی ستیزی پنهان درهم آغشته می شود، به نوعی به تجدیدنظر در «هولوکاست» و یا چون وچرا در واقعیت تاریخی این پدیده هولناک میل می کند. البته بحث وبلاگستان به معنای نهاد دانستن امر وبلاگ نویسی است. اما وبلاگستان پژواک درون و بیرون انسان ها است. آن هم انسان هایی که داعیه حقوق بشر و میثاق های بین المللی را دارد و کمتر وبلاگی را می توان دید که به این مضامین نپرداخته باشد. درهرحال سکوت جمعی پرده از آگاهی جمعی برمی دارد. سکوت جمعی ما درباره انکار هولوکاست که به عمیق ترین وجهی با منافع و مصالح کشور نیز گرده خورده است، سوای جنبه حقوقی و اخلاقی آن، بیشتر بیان گر آن است که قرابت و همسویی نهفته ای موجود است میان انکار هولوکاست و سکوت درباره انکار هولوکاست.
به هرحال این تابو شکسته است و آن هم به بدترین وجهی. در فرهنگ ما سکوت درباره مسائل به معنای انکار آن مسائل و یا نفی آن است. این فرهنگ سنتی است. فرهنگ مدرن فرهنگ نقد است و پرده برداری. براستی موضع ما درباره هولوکاست، کشور اسرائیل چیست؟ آیا این مساله آن قدر واضح است که نیاز به توضیح ندارد. آیا گفتمان احمدی نژاد و خیلی های دیگر آن چنان ناهمزمان است که نیاز نیست درباره اش نوشت؟ این با روال وبلاگستان در تعارض است. وبلاگستان با موضوع هولوکاست و کشور اسرائیل مشکل دارد. درنهایت برای اش روشن نیست و نمی داند چه موضعی دارد. حتا اگر این شق قضییه درست باشد، بهتر بود و هست که وبلاگستان به بحث و جدل بنشیند و واکاوی کند نه سکوت.
شاید بهتر است وبلاگستان به منزله نماد نقد، دست به نقد این رفتار خود بزند و از خود بپرسد که این سکوت را چگونه لازم است ارزیابی کند. سکوتی از سر ملال و رخوت یا از روی حس همبستگی شرمگینانه نشات گرفته از یهودستیزی و سامی ستیزی. یا که دلایل دیگر. میلاد مسیح مبارک باد!

یهودی ستیزی- خشونتی کهنسال، سخت جان و همچنان موضوع روز
بازنمایی نشانه ها- میشل فوکو
اسلام و حکومت
اسطوره برخاسته از خاطره جمعي ملت ها
کانت و نزاع بر سر مساله وحدت وجود
میلاد مسیح، پایان دسامبر یا نیمه سپتامبر

21 Comments:

At 1:46 AM, Anonymous نی لبک said...

امیر عزیز
روی نکته جالب ومهمی انگشت گذاشته ای.
من بالشخصه ، موضوع هولوکاست برام جاافتاده و از این موضع هست که سکوت کرده ام.موضوعات زیادی هست که شایدلازم باشه آدم موضع گیری کنه اما من خودم به دور از جریانات روز فقط د رمواردی که با پذیرفته های خودم متعارض باشه شروع به اعتراض یا موضع گیری میکنم.
راستش احمدی نژاد و جمهوری اسلامی برایم ارزش نقد را ندارند.ای بسا من دارم اشتباه می کنم ولی فقدان کوچکترین نقطه مشترک با اینان و ، دغل بازیهایی که توافق بر سر قواعد بازی را ناممکن کرده ،گفتگو بایشان یا نقدشان را در نظر من خالی از فایده کرده است.
ولی باز اقرار میکنم که به نکته خیل مهمی اشاره کرده ای و فرضیه ات هم بی راه نیست مخصوصا در مورد وبلاگ نویسانی که موضع گیریهای جان گسترشون!!! اونهارو تبدیل کرده به نبض وبلاگ شهر.

 
At 1:49 AM, Anonymous نی لبک said...

این دور زدنها و توجیهات ، اصل کشتار یهودیان را نمی تواند انکار کند .توجیهاتی از قبیل مبالغه در رقم کشته شدگان،یا صهیونیسم یا قتل عام دیگر اقوام وملل..
این را هم اضافه کنم که جریان بسته اطلاعات و اخبار در ایران در نزد اکثریت مردم و تبلیغات بسیار مسموم و جانبدارانه حکومت نگاه منصفانه و واقع گرا را از مردم گرفته.

 
At 1:57 AM, Anonymous نی لبک said...

تصحیح: موضع گیریهای جهان گسترشون

من خودم به دور از جریانات روز فقط د رمواردی که با پذیرفته های خودم متعارض باشه شروع به اعتراض یا موضع گیری میکنم.
منظورم اینه که خودم را در دام سفسطه های احمدی نژادی نمی اندازم ولی اگر کسی که اهل گفتگو و نقد هست مطمئناً ضرورت اعتراض و موضع گیری را درخودم حس میکنم.

 
At 5:17 AM, Anonymous نی لبک said...

راستی یادم رفت بگم که عکس خیلی قشنگه.

 
At 5:54 AM, Blogger توکای باغ آینه said...

نی لبک جان
مرسی. که نظرت را نوشتی. راستش من هم مرادم بیشتر همان دوستانی است که گویی به مرکز وبلاگستان بدل گشته اند و کمتر موضوعی را بی پاسخ می گذارند. اما درباره این موضوع کلامی هم ننوشتند.

 
At 6:17 AM, Blogger توکای باغ آینه said...

نی لبک جان
درباره عکس. باید ازت تشکر بکنم. کاری کردی که مجبور بشم یاد بگیرم. هرچند هنوز کامل یاد نگرفتم.
این بحث هم از این جهت جالب است که تبعات این بحث و مقاصدی که در پشت آن ایستاده است بسیار مهم است. و احمدی نژاد خیلی آگاهانه این بحث را باز کرده است. در همین واکنش های اولیه می توان دید که مثلا اصلاح طلبان یا نیروهای ملی مذهبی با اگر و اما دارند واکنش نشان می دهند. چپ ها که از دیرباز طرفدار آرمان فلسطین بوده اند و حتا در آن جا تعالیم نظامی یاد گرفته اند. نیروهای دیگر هم بیشتر به این خاطر ضد فلسطینی هستند چون احمدی نژاد طرفدار آن است. و اسرائیل برای آن ها در این معادله معنا می دهد. به هرحال نگاه به مساله یهود در ایران هنوز در نطفه است و ما کمتر راجع به آن ها می دانیم. در این اواخر البته کتابی متعلق به دوران مشروطه تحت عنوان «جهودکشی» به چاپ رسید که خود عنوان کتاب بسیار گویا است. راستی من که رفتم و نگاه کردم. و سر درنیاوردم. اگر توانستی سری به خانه دومت بزن و نظمی به این خط ها بده. ازت متشکرم

 
At 6:17 AM, Anonymous نی لبک said...

می دونم چی داری میگی..
برای همین هم هست که من با این مرکزیت بی پایه و قضاوت در باره کل وبلاگ شهر با استناد به اینان را درست نمی دانم.
امر بر خیلی بد جوری مشتبه شده و عده ای هم جوگیر این مرکز شده اند.
به کنه نوشته هاشون که دقت میکنی می بینی همچین تفاوت بارزی با حکومت ج.ا.ا ندارند.

 
At 6:22 AM, Anonymous نی لبک said...

می دونی امیر
من با خودم فکر میکنم که خط فارقی که اپوزیسیون درون حکومتی و حتی اکثریت اپوزیسیون برون حکومتی را از خود حکومت به لحاظ آراء جدا کنه وجود نداره.
همه چی حول محور قدرت طلبی منفی تعریف میشه و معنا پیدا میکنه.

 
At 6:24 AM, Anonymous نی لبک said...

راستی فکر کنم این بی نظمی در خطوط ناشی از اینه که ابتدا تو wordتایپ کرده ای.متاسفانه من هم با این مشکل دارم.فکر میکنم که اگر بر اساس تنظمیات دیفالت ورد متن ات را تایپ کنی و سپس در وبلاگ بذاری مساله حل بشه،البته فقط حدس می زنم.

 
At 6:35 AM, Blogger توکای باغ آینه said...

نی لبک جان.
من عمیقا اعتقاد دارم که در سپهر اجتماعی و اخلاقی نکات مشترک زیادی با این باصطلاح مخالفان حکومت و حکومت وجود دارد. فکر کنم یک نمونه اش همین مورد اسرائیل است. با این که ازلحاظ سیاسی براحتی می توانند خود را جایگزین حکومت نشان دهند و بر اساس موازین بین المللی موضع گیری کنند. اما آیا جایگزین سیاسی یک رژیم بودن الزاما به معنای جایگزین فرهنگی آن هم هست. من چنین اعتقادی ندارم. این سکوت وبلاگستان یا آن بخش هایی که خود را ناف وبلاگستان می دانند برای من عجیب و سئوال برانگیز است. من همیشه در فکرم چرا روزنامه کیهان و همفکرانش چنین می نویسند و استدلال می کنند و چقدر این سبک استدلال و تفکر با سبک تفکر میانگین ایرانی نزدیک یا دور است. میانگین فکر وبلاگستان در مورد اسرائیل بسیار به سبک تفکر حکومت نزدیک است. هرچند این شخصی بودن تبعاتی به همراه دارد که کلیت را نقض می کند.

 
At 6:35 AM, Blogger توکای باغ آینه said...

منظورم بین است و نه بااین!

 
At 6:50 AM, Anonymous نی لبک said...

خب من فکر میکنم که ، فقدان عقلانیتی که بر بستر اندیشه مبتنی بر منافع نیروهای مختلف اجتماعی شکل بگیره باعث شده که چیزی به اسم آلترنایتو فرهنگی یا سیاسی به شکلی مستحکم و مستمر شکل نگیره و وجود اپوزیسیون در متن سیاست یافرهنگ چیزی بیشتر از یک شوخی نباشد.
مخالفت ها و تحلیلهای معترضانه اکثرا در سطح می ماند و توان عمیق شدن را ندارد.چرا که اساساً از ریشه های متفاوتی سرچشمه نمی گیرند.

 
At 6:51 AM, Anonymous نی لبک said...

من جای تو باشم مطلبت را به سایتهای مختلف می فرستی،ببینیم حال چه واکنشی را در وبلاگ شهر برخواهد انگیخت.

 
At 8:26 AM, Blogger توکای باغ آینه said...

نی لبک جان
راجع به پیشنهادت فکر می کنم. راستش موضوع از این زاویه که وبلاگستان شهر بدون مرکز یا درنهایت چندمرکزی است، پرداختن به وبلاگستان نه کار درستی است نه اصلا امکان دارد. به هرحال من هنوز در تردیدم آیا می توان از وبلاگستان یا وبلاگ شهر یا از این قبیل کلیت ها استفاده کرد که بعد هم به نقد آن نشست. درواقع اگر از این نقطه نظر نگاه کرد بحث کلیت و جزئیت در عصر نسبیت خاتمه یافته است و نمی توان حکم کلی داد یا اسم عام را به کار برد. ولی این گرایش در وبلاگستان هست که برخی برآنند مرکز شهر باشند و به هر مساله ای می پردازند جز این مساله. شاید بد نیست گفت که تمایلات سیاسی افراد از این منظر هم جالب است. در پیرامون بحث انتخابات و رفراندوم تاحدی میشد دید که مرزبندی شکل گرفته است و حلقه ها به وجود آمده است. همان حلقه ها بالاخص حلقه هایی که از فرهنگ دینی نشات و مایه می گیرند و به این مسائل علاقه دارند، اکنون درباب این مسائل سکوت پیشه کرده اند.

 
At 8:48 AM, Anonymous نی لبک said...

امیر عزیز
بدنیست بخونیش:
http://francula.blogspot.com/

 
At 9:29 AM, Anonymous Anonymous said...

According to declassified files of US government, between 1917-1919, around eight million Iranian had died because of the British policy, not only Iranian does not know about this first modern holocaust but also the author, in US had difficulty to publish his book. I wonder why denying one holocaust is a crime and writing about the other one meets stonewalling. ahan alan fahmidam, khone onha az male ma rangintare. To read the whole story please visit. http://www.azadtribun.com/x41.htm


Sahand

 
At 9:33 AM, Blogger توکای باغ آینه said...

نی لبک جان
آره. خواندم. جالب است و بحث خوانین وبلاگستان را باز کرده است.

 
At 10:38 AM, Anonymous dariush said...

در ايران عنصر يهود يا جهودستيزي وجود دارد، همزمان ما شاهد همکاري و دوستي يهودي و مسلمان در کنار يکديگر هم بوده ايم. به اينخاطر هم شاهد يهودکشي در ايران نيستيم.عنصر يهودستيزي و پيشداوري نسبت به يهوديان با ايجاد حکومت اسرائيل و مسئله فلسطين قوتي نو يافت، با انکه بازهم بيشتر دولت اسرائيل مورد نظر بود تا خود قوم يهود.بباور من عدم نوشتن در وبلاگها در اين باره هم ميتواند نشاني از همگويي پنهان با احمدي نژاد باشد و هم انکه اين موضوع بيشتر براي ايرانيان از جمله من مسئله خطر حمله اسرائيل و امريکا را مورد توجه قرار داد و هراس و خطر اين گونه حمله ها.

 
At 10:25 AM, Blogger پيام يزدانجو said...

ممنون به خاطر نظرات و نکاتی که گوشزد کردید. سربلند باشید

 
At 3:28 AM, Anonymous نی لبک said...

امیر عزیز
لطفا اگر برات ممکن هست دو تا لینکی که من در مطلب آسکسوآلیتی گذاشته ام و عناوینش مدل شماره 1 و مدل شماره 2 هست را یک کنترلی بکن و ببین آیا مدلهارو می تونی می بینی؟
چون ظاهرا برخی دوستان نمی تونن ببین.
ممنونم.

 
At 11:42 AM, Blogger توکای باغ آینه said...

نی لبک جان
هر دو مدل باز می شود و ایرادی ندارد.

 

Post a Comment

<< Home

  • اتحاد جمهوری خواهان
  • اتحاد جمهوری خواهان